خواب دیدم رفتم حرم امام رضا من با پسرم رفتم پیش پنجره فولادی امام رضا اونجا همه مریض ها خودشون بسته بودن بعد من چون جا نبود رفتم پایین تر نشستم یه خانم چادر مشکلی یع کاسه اب دستش بود که امام رضا بهش اجازه می داد اب به کدوم زائرش بده جلو همه گرفت ولی به هیچ کس داده نشد جلو من رسید کاسه اب خودش تد دست من ریخته شد خانم گفت امام رضا اجازه داده به شما بدم اب کم بود ولی بشدتت سنگین بود اب را تو مشتم ریختم زدم بصورت و خانمه گفت دستتا تو بکن توش و بعد ریخت تو لباسم اب تمام بدنم خیس کرد به نیت شفا من تو خواب پیش خودم میگفتم یعنی حاجت روا شدم یعنی امام رضا حاجتمو داده .من باردارم و خوابم را دم صبح دیدم