من هیچوقت هیچوقت هیچوقت در طول این سی سال عمرم غم به این بزرگی نداشتم اصلا غم های قبل این سوتفاهمی بیش نبود غمم اونقدر بزرگ که گاهی مثل امشب تپش قلب میگیرم قلبم انگار میخواد شرحه شرحه بشه بعد وقتی که میشینم گریه میکنم از ته دل جوری که به هق هق میفتم و صدای گریه ام کل خونه رو برمیداره وقتی که اشکهام خشکید و دیگه نیومد قلبم سبک میشه روحم تسکین پیدا میکنه من هیچوقت بابت این نعمت شاکر نبود ولی الان هستم خدایا شکرت بابت این نعمتت نعمتی به اسم اشک و گریه