2777
2789
عنوان

شما بودید چی می گفتین ؟

264 بازدید | 37 پست

سلام .

تنها شانس خونه دار شدن خواهرم اینه که برن بالای خونه ی مادرشوهرش رو بسازن . 

اما مادرم مخالفه و میگه اگه مستأجر باشه ؛ بهتر از اینه که بره اونجا صاحب خونه بشه . 


باتوجه به این اوضاع اقتصادی ؛ اگه این شانس رو از دست بدن ؛ ممکنه دیگه خونه دار نشن .


شما بودید چی کار می کردید ؟ 

ای کاش انسان ها همون قدر که از ارتفاع می ترسند ؛ کمی هم از پستی هراس داشتند . 🌺 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگ سند ب نامشون زده میشه حتما قبول کنن‌..‌‌..وگرنه نه اصلا صلاح نیست.....اگر به نامشان باشه میتونن فعلا برن اگ شرایط زندگی اوکی بود بعدها بتونن بخرن جایی رو یا حداقل جای دیگ رو کرایه کنن....

✨️میشه برای عزیز آسمونی من فاتحه یا صلوات بفرستین....یا برای شادی و درآرامش بودنش دعا کنین🥀💔
اون پولی که برا ساخت میزاره بده یه خونه بخره یا زمین بسازه

اون قدری نیست که بتونه بره یه خونه جداگانه بخره 

ای کاش انسان ها همون قدر که از ارتفاع می ترسند ؛ کمی هم از پستی هراس داشتند . 🌺 
اگ سند ب نامشون زده میشه حتما قبول کنن‌..‌‌..وگرنه نه اصلا صلاح نیست.....اگر به نامشان باشه میتونن ف ...

آره گفتن رسمی می کنن

ای کاش انسان ها همون قدر که از ارتفاع می ترسند ؛ کمی هم از پستی هراس داشتند . 🌺 
مگه خانواده شوهرش خیلی باهاش بد رفتاری میکنن؟

بد رفتار نیستن . مادرشوهرش چون دختر نداره ؛ خیلی خواهر منو دوست داره . اما متأسفانه پدرشوهرش اعتیاد داره

ای کاش انسان ها همون قدر که از ارتفاع می ترسند ؛ کمی هم از پستی هراس داشتند . 🌺 
خونواده شوهرش چطور ادمایی هستن

آدمایی بدی نیستن . اما مادرم میگه که خواهرم نمیتونه با مادرشوهر ساز بیاد . ولی خواهرم میگه خونه دار میشم . 

ای کاش انسان ها همون قدر که از ارتفاع می ترسند ؛ کمی هم از پستی هراس داشتند . 🌺 

میرفتم مستاجری

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792