مادرشوهرم اعتقاد داره که عروسی باید گرفته بشه و دوس داره فامیل دور هم جمع بشن
اما من اصلا دوس ندارم عروسی بگیرم دلم میخواست لباس عروس بپوشم برم آتلیه و با خانواده ها و چند تا فامیل نزدیک یه شام بخوریم و مراسم ساده و جمع جور برگزار بشه
چون از فامیل خوشم نمیاد و بنظرم عروسی خرج اضافه اس آخرم برامون حرف در میارن
و اینکه من هیچ دوست صمیمی ندارم که عروسیم دعوتشون کنم و جو کاملا برام سنگینه با فامیل
اما مادرشوهرم میخواد تالار بگیره و همه رو دعوت کنه
شوهرمم تک پسره و میگه مادرم دوس داره عروسی بگیریم به حرفش گوش بده
این وسط فقط خواهرشوهرم با من موافقه