ما خرج مادرشوهرم یه مقداریش میدیم ماهی ۵ یا ۶ تومن خودشم از یجایی سرمایه گذاری کرده ماهی ۱۰ میگیره
از شوهرش جدا شد گفت پسرم خرجمو میده بدون اینکه نظر مارو بخواد
شوهرم براشون جدا از خرجشون کنارش مرغ و گوشت و برنج میگیره بعضی وقتا
جدا از اون میوه شونم که مجانیه چون از مغازه مون هست
مبل و میزانهای خوری ک فرش و لبتاب برا خواهرشوهر کلاس ترید ۱۵ میلیونی ثبت نام کرده
من یکلمه حرف نزدم که چرا
آخه اما مگه میوه فروشی چقدر در میاد
اگرم بگم میگه مگه چیزی کم داری ولی خدایی زن قانعی هستم یه تیکه تو این ۵ سال خودداری به وسایلم اضافه نکردم یا اهل لباس آنچنانی هم نیستم و ...
مادرشوهرم رفته شهرستان ماشینش خراب شده
از اونجایی که خرجی خونه دست منه شوهرم گفت ۵ تومن بزن به حساب مامان منم گفتم باشه
عصر شوهرم خواب بود زنگ زدم مادرشوهرم گفتم مامان حجت گفته ماشین خراب شده به کدوم کارتتون بزنم آخه من یه شماره کارت بیشتر نداشتم با خودم اگه اون کارت همراش نباشه حد اقل به کارتی بزنم که دستشه
منم خریت کردم همینو به شوهرم گفتم
شوهرم گفت تو گوه خوردی غلط کردی زنگ زدی به مامان
هرچی گفتم فقط میخواستم بدونم به کدوم کارتش بزنم اما حرف خودش میزنه میگه من نمیخواستم مامان بفهمه که تو فهمیدی میخوام براش پول بزنم میگم مگه نمیدونم میدونم که تو پول میدی به مامان اما حرف خودشو میزنه
آنقدر گریه کردم که نگو اما کی هس که اهمیت بده
خیلی دلم گرفته