بچه ها من شکست عشقی زیاد خوردم و الان خسته و تنها ترم یه مسافرت میخوام برم هیچ کس نیست که با هام بیاد البته من اهل دوستی نبودم و دنیای خودم کسی رو دوست داشتم تا یه نفر خوب پیدا نشه هم حس نفرت از اونایی که دوستشون داشتم از بین نمیره چیکار کنم چطور شاد باشم
اعتقادات من خلاف چیزیه که فکر میکنی اکثر جامعه قبولش دارن اینکه تو این جامعه زندگی میکنم به این معنا نیست که تفکرات غالب بهش تفکرات منم باشه _________ درخواست دوستی نمیپذیرم
عزیزم واقعا این شعاره تو دنیای واقعی شادی آدمها بسته به هم داره همین طور که روی ناراحتی هم تاثیر دارن میخوام فراموش کنم آدمهایی که دوستشون داشتم و الان زن و زندگی دارن و لی این حس شکسته تو وجودم هست کاش خدا بهتر از اونها رو سر راهم قرار بده تا آروم بشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزیزم واقعا این شعاره تو دنیای واقعی شادی آدمها بسته به هم داره همین طور که روی ناراحتی هم تاثیر دار ...
این همه آدم که سینگل هستن همه افسرده و غمگینن؟ پس این شعار نیست
اعتقادات من خلاف چیزیه که فکر میکنی اکثر جامعه قبولش دارن اینکه تو این جامعه زندگی میکنم به این معنا نیست که تفکرات غالب بهش تفکرات منم باشه _________ درخواست دوستی نمیپذیرم
درک میکنم نیازهای عاطفی هست و آدمو اذیت میکنن ولی شاید بشه جور دیگهای پرش کرد چمیدونم مثلا پقت گذروندن با دوست و خانواده محبت کردن به خودت
به هرحال بهتر از اینه که با هرکسی وارد رابطه بشی
اعتقادات من خلاف چیزیه که فکر میکنی اکثر جامعه قبولش دارن اینکه تو این جامعه زندگی میکنم به این معنا نیست که تفکرات غالب بهش تفکرات منم باشه _________ درخواست دوستی نمیپذیرم
[QUOTE=313573903]درک میکنم نیازهای عاطفی هست و آدمو اذیت میکنن ولی شاید بشه جور دیگهای پرش کرد چمیدونم مثلا پقت گذرو ...[/QUOبه نظرت چه جوری حس نفرت از اونایی که روزی دوستشون داشتم از بین میره یکیش همکارم هست که سعی کرد صمیمی بشه و میدونست من دوسش دارم اما مدام از زنش جلو روم حرف میزد حالا هم قرار زنش رو بیاره تو محل کارمون مردم سنشون کمه سریع ازدواج میکنن به واسطه شوهرشون هم شاغل میشن میدونم که نباید حسادت داشته باشم اما مثل خوره تو جونمه چیکار کنم آروم بشم
[QUOTE=313573903]درک میکنم نیازهای عاطفی هست و آدمو اذیت میکنن ولی شاید بشه جور دیگهای پرش کرد چمید ...
من نمیدونم از یه روانشناس باتجربه و حرفهای کمک بگیر احتمالا بتونه کمکت کنه
اعتقادات من خلاف چیزیه که فکر میکنی اکثر جامعه قبولش دارن اینکه تو این جامعه زندگی میکنم به این معنا نیست که تفکرات غالب بهش تفکرات منم باشه _________ درخواست دوستی نمیپذیرم