سالی یه بار حالت و نمیپرسیدن هم اومدن حتی اونا که ازشون بدت میومد همه و همه اومدن وقتی داشتن غذای مورد علاقه تو رو میخوردن و سر رنگ نوشابه با بغل دستی شون توافق میکردن که من زرد نمیخورم مشکی میخورم تو بیا نوشابه منو عوض کن با مال خودت فقط داشتم به این فکر میکردم که هزینه ای که برای این غذا شده قرار بود پول گردنبند طلایی که تو ۸ ماه پیش پسند کردی و خیلی دوسش داشتی بشه اما شد هزینه مجلس ختم تو عزیز دلم همیشه بهت میگفتم برای راحتی خودت هزینه کن جانه دلم برای وارث ندار برای کی میخوای بذاری تو رفتی خونه ابدیت و ما موندیم دنیای فانی مراقب خودت باش تا روزی که منم بیام پیشت دلتنگیام و با قاب عکست و سر خاکت رفع میکنم تا روز دیدار سفرت بسلامت عشق من