ولی الان حس جارو زدنم اومده.... دیروز رو کلا افتاده بودم... ویروس گرفته بودم از بدن درد میپیگیدم به خودم... سرشب رفتم کلی امپول تو سرم زدم... ساعتای ده خوابیدم دوازده و نیم پاشدم دیگه خوابم نبرده.... الان رفتم یه چای ریختم خوردم... یکم غذا خوردم... خونه نامرتبه... میگم من که خوابم نمیبره. کاش لااقل میشد جمع کنم جارو بزنم.... حیف بچه ها خوابن فردا مدرسه دارن نمیشه....
کلا کار خونه کردن، نصفه سب خیلی میچسبه... در سکوت و ارامش... بدون برو بیای بچه ها.....