ما سه سال باهم بودیم ولی بهم خورد رابطمون ،سره دانشگاه من بعد تهدید کرد به اسید پاشی اگه باهاش برنگردم و نامزد نکنم،انقدر زنگ زد و قول داد و گفت بیا صحبت کنیم که امروز رفتیم بیرون دوباره باهم .
یه حس عجیبی بود ،حس هیجان بالا
انگار داشت باهام بازی روانی میکرد ،آهنگایی که خاطره بود،جاهایی که رفتیم،تک تک جاها و چیزارو فکر کرده بود😃😂