پسرم کلاس دومه هنوز وابستگی داره صبح بردمش مدرسه گریه کرد میگفت بمون مدرسه منم دعواش کردم برو سر صف با اینکه معلمشون رو خیلی خیلی دوست داره اما هنوزم گریه میکنه دیگه معلمشون اومد گرفتش توی بغلش به منم گفت قول بده زنگ تفریح بیای منم گفتم باشه الآن دم مدرسه توی ماشین نشستم دلم میسوزه کاش دعواش نمیکردم یا میموندم من که دم در هستم از یه طرفم میگم باید قوی بشه نمیدونم کار درست چیه