من دو تا سقط داشتم
بعدش اومدم شهر غریب
بچه اولم رو استراحت مطلق بودم تا زایمان کردم استخدام شدم و رفتم سر کار
بیچاره پسرم 40روزش بود
مجبور شدم ارشد رو رها کنم و ادامه ندم
بچه دومم که بدنیا اومد همسرم ماموریت بود و من تنها تا یکسال تو شهر غریب با دو تا بچه زیر 4 سال
دکترها به اشتباه برای پسر کوچیکم تشخیص سرع گذاشتم
چقدر گریه کردم
چقدر پیر شدم
بعد 6 ماه مشخص شد اشتباه شده
بزرگ کردن دو تا پسر بچه تو شهر غریب . دست تنها و کارمند خیلی سخت بود
فردا پسر کوچیکم میره اول دبستان
یعنی به همین سرعت میگذره ؟
یه روز هم به همین زودی تاپیک میزنم داره میره دانشگاه