2777
2789

دیشب اینجا گفتم مشکلم چیه  مسافرت رفتیم همسرم باهام دعواکردهمیشه  خیلیا گفتین باهاش حرف بزن درست میشه اما نتونستم تا اینبار  صبح بیدارشدیم گفت پاشو جمع کن مادیگه بریم اینام هروقت خواستن میان گفتم اول بیا باهم بریم بیرون دوتایی بعدش اگه خواستی بریم رفتیم توماشین بارونم میومد سرحرف باز کردم بهش گفتم توروخدا تومن اصلادوست داری یا نه گفت معلومه ازهمه دنیابیشتر میگم خب چرا اذیتم میکنی ۴ ساله داری عذابم میدی به خاطرت تحمل کردم تو بدترین شرایط زندگی کردم چون دوست دارم نمیتونم ازت دل بکنم  به امید اینکه یه عمر کنار هم باشیم بچه دارشیم زندگی عادی داشته باشیم مثل بقیه میگه من برات کم نزاشتم ۲۴ ساعت کنارتم هیچ زنی به چشمم نمیاد هرچی خواستی بهترینش دراختیارت گذاشتم کلا بحث مالی منظورش بود اگه خواستین بقیشو میگم بدونین زندگی من چه قدر عجیب بوده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گفتم زندگی فقط پول نیست این نیست که من انداختی تویه قفس خودتم نگهبانی میدی من آدمم نه حیوون خونگی افسرده شدم توخونه تنها بدون رفت آمد باکسی تنها جای ما خونه پدرشوهرم وخواهرشه خوانواده خودمم که دورن شهرستانن سالی دوبار میریم حالا این بگم چطوری من نگهبانی میده
صبح ساعت ۱۰ یا ۱۱ میره مغازه پیش پدرش اونجا شریکن بیشتر باباش میره ساعت ۱یا ۲ میاد خونه نهار میخوره میره باشگاه برمیگرده دوش میگیره میره مغازه تا۷یا۸ بعدشم پیش دوستاش وبرمیگرده خونه کل این تایم من تنها خونم حق ندارم تا سرکوچه برم
مثلا یه روز عصریه چیزی خواستم بخورم نون نبود خونه بهش زنگ زدم اگه نزدیکی بیار گفت نمیتونم گفتم باشه خودم برم میگه غلط کردی بدونم رفتی بیچارت میکنم تواون سوپر مارکت پسر جوون هست منم گفتم باشه نمیرم چون حوصله دعوای بعدش نداشتم

گفتم زندگی فقط پول نیست این نیست که من انداختی تویه قفس خودتم نگهبانی میدی من آدمم نه حیوون خونگی اف ...

حتی با خوندن این متن احساس تنگی نفس و زندانی بودن کردم. خیلی سخته شرایطت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز