2789

یه اتفاق برگ ریزون.دوستم شبی گریه کنون زنگ زد بهم

با یه اقایی درارتباطه

امروز همو دیدن مرده گیرداده زیربغلتو لیس بزنم😐 اینم نمیذاشته اونم هی دستای اینو گرفته گفته دوست دارم لطفا، اینم تا سرحدمرگ ترسیده پا ب فرار گذاشته


یعنی چی؟زیربغل😷هرچی فک میکنم انگیزشو نمیفهمم🤮

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

فیتیش داره

اخه زیربغل دیگه چه فتیشیه

فتیش زیربغل نشنیدم

پاشنیدم ولی اخه زیربغل🤮

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

ایییی نکبت مریض

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

فتیش یعنی بیماری داره؟مشکل روحیه؟اخه ادم نرمال این شکلی نیست

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

انگیزه رو خوب اومدی👌👌👌🤣🤣🤣

😂

بخدا بعضیا مریضن

دوست من جیغ و گریه نمیخوام اون اصرار و ب زور قصد داشته لیس بزنه


یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

لطفا اگه این پیاممو دیدین گزارش بزنید میترسم شناسایی شم

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

دوستت چند سالشه؟ چه تجربه‌ی بدی💔

بیست و پنج

یکجا خسته شدم، شاید هم ناامید شدم،نشستم،دست برداشتم از جنگیدن‌های بی‌فایده برای آنچه نیست،اینباررضایت دادم که خدا بنویسد، بخواهد...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792