من مظلوم و ساکت اروم😂😂
روز اول ک هیچی نداشتم خودم بودم و لباس تنم🤦♀️😂
روز دوم روز دوم نگم براتون
ی پلاستیک فریزر با دوتا دونه بیسکویت ساق طلایی ک مامانم بازش کرد بیسکویتو دوتاش داد ب من بقیه اش داد ب ابجیم
ی دفتر 40 برگ قدیمی چ برا بجیم بود چندتا صفحه اش ک نوشته بود با چسب چسبوند ب جلدش
ی مداد و پاکن ک برا خواهرم بود
گفت برو تا با بابات بگم برات بخره 😂😂
همون گلاستیکم میخواستن ازم بدزدن😂😂😂
ی هفته بعد برام ی کیف و دفتر نققاسی و مداد رنگی خریدن 😂