2789
عنوان

کمک

61 بازدید | 3 پست

ساعت ۷ بود رفتم کوروش نزدیک خونمون بعد از یه کوچه باید رد بشی یه چند تا پسر همیشه انجان منم نمی تونم از راه دیگه رد بشم گفتم اشکال ندارد وقتی داشتم رد میشدم یکیشون آمد و بهم گفت چه بدنی امم آمد دست بزنه به سـ.یـ.نـم من زدم تو گوشش گف با این کارا منو تحریک تر می کنی خدا رحمم کرد یه پیرزن آمد گفت چیکار دارین به دختر منو با خودش تا آخر کوچه برد الان حس خوبی ندارم برگشتن راه را بیشتر کردم که نبینمش نمی دونم چیکار کنم حس می کنم عروسک بودم

تعداد رای : 1
نظرسنجی
چیکار کنم
0
0%
چیکار کنم
1
100%

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز