هیچی یدونه گاو اش روبرومونه
ساعت سه نصف شب اقاعه میاد با سنگ میزنه به در آهنی خونه اش تا زن بچش در براش باز کنند
کار هر شب اش
والا نه تنها جرات نداریم هیچی بهش بگیم بلکه بهمون پریده مبادا پرده ها خونتون باز ببینم شر میشم لات آسمون جل
میگه اکه پرده هاتون باز باشه یعنی دارید خونه کن نکاه میکنید
میترسه دختراش کسی نگاه کنه
حالا یه مدت پیش همین دختر کوچولوش از دوست پسر حامله بود باباش عین چی با چوب میزدش و تا حتی کشوندش تو کوچه جلو همه میگفت بگوپدر این توله تو شکم ات کیه ج ن ...