شوهرم خیلی دلش پاک هیچی تودلش نگه نمیداره باهزاربدبختی شبانه روزکارکردن سختی وانقدرکمک کردن به خونوادش نمیتونه جلودهنش روبگیره یه درویش هم بهش گفته بودبه هیچ عنوان نگوچقدرپول داری هروقت گفت همون پولی که داشتیم ازدستمون میره بدهکارم میشیم نمیدونم چطوربهش بگم نگوعزیزم انقدری که خونوادش میگن گنج پیداکردی خسته شدم ازپول بردنهاشون وتوقعاتشون الان دوماهه همسره بیکارپول کرایه مسافرت مادرشوهرم روچندباره داره میده درک که اصلانداره