بسمالله
زبانهی در آرام میافتد تو. در بسته میشود. و این یعنی او رفت. با چشمان بسته صداها را دنبال و تخیل میکنم. در جاکفشی باز میشود. صدای خشخش کیسه زباله،؛یعنی یادش نرفته و پلاستیک را با خودش برده است. صدای آرام افتادن کفشها؛ کفشهای خستهی مردانه. مقاوم و صبور مثل خودش. صدای بسته شدن جاکفشی را نمیشنوم. حواسش هست ساعت ۶ صبح توی راهروی خلوت چه صدای مهیبی ایجاد میکند پس حتما آن را آرام بسته. صدای قدمهای روی پلهها که دورتر میشنوند، تصور میکنم مابقی فیلمنامه چطور میگذرد؟ چه چیزهایی در قاب روزش میافتند؟ دنیای او چه شکلی است؟ آن بیرون حتما پر از کارکترهای فرعی است...
احتمالا اولین نفر زن همسایه روبرویی است که صدای دیپلمهی صافی دارد و هر روز صبح به پیادهروی گروهی بازنشسته ها میرود، نفر بعد نانوای محل که چند روزیست آمده و کمتر نان ها را فطیر و حیف می کند، بعدی بقال سیگاری سر کوچه که سیگار نمی فروشد، راننده خط ونک که صبح های شنبه حوصله تحلیل سیاسی ندارد، مسئول حراست که بیشتر چاق است تا تنومند، همکاران بخش های مختلف اداره، رییس با آن نگاه هایش که یعنی حواسم بهت هست ولی ندیدمت، گدای سر چهارراه که توی نگاهش حقیقتا استغنا و امتناع است تا تکدی ، عابر پیر و کند روی خط کشی عابر پیاده که با با بالا آوردن دستش بابت کهولت پاهایش عذرخواهی میکند، فرد جلویی توی صف پمپ بنزین که با مسئول جایگاه مرافعه ای دارد، شاگرد کم سن و سال مغازه خشکشویی که افغانستانی است و معلوم است از زیبایی چشم های معصومش اطلاعی ندارد و پسر همسایه کناری که آمیخته ایست از تکبر و مسخرگی...
در میان همین تصویرهایم که کودک نوپایم با چشمهای نیمهباز تلوتلوخوران میآید و خودش را روی سینهام میاندازد؛ صورتش را به صورتم که میچسباند به خواب میرود. چیزی جز نرمی سفید گونهاش نمیبینم. پسر دیگرم میآید و بی کلامی دستم را میگیرد و کنارم دراز میکشد. دخترم خوابآلود خودش را توی آن یکی دستم جا میدهد و مغموم میگوید که دیشب خواب بدی دیده. دنیای من این شکلی است. من در قلب صحنه هستم. پیش تمام شخصیتهای اصلی.
#مادری
هوای خوب مثل زن خوب استهمیشه نیست. ..زمانی هم که هست, دیرپا نیست.مرد اما پایدار تر است.اگر بد باشد, می تواند مدت ها بد بماند و اگر خوب باشد, به این زودی بد نمی شود اما زن عوض می شود با بچه, سن, رژیم, حرف, ماه, بود و نبود آفتاب, وقت خوش...زن را باید پرستاری کرد با عشق،حال آن که مرد می تواند نیرومند تر شود اگر به او نفرت بورزند