از دعواهای پدر مادرم خسته شدم🥲 همش هم سر پوله بابام وضعش خیلی خوبه به بقیه کمک میکنه حتی برا پسرعموم ماشین و خونه خرید اما وقتی به من و مامانم میرسه مخصوصا مادرم میگه ندارم یه قرون هم ندارم و عصبی بداخلاق میشه و این کار همیشگیشه منم اینقد اعصابم خورد شد برای اولین بار رفتم حساب بانکیشو چک کردم با این وضع اقتصادی ماشالا نعمتی داره…نمیدونم چرا برا مادرم احترام نمیزاره خیلی برا مادرم ناراحتم از داخل شکسته میگه با اینکه سنی ندارم اما دیگه کار کجا پیدا کنم که هم به شخصیتم بخوره هم درآمد خوبی توش باشه
منم خاک تو سرم اینقدر بی عرضم حتی هنوز مستقل نیستم بهش کمک کنم
بنظرتون بهش انگشترمو بدم خیلی سنگینه بفروشش باهاش هرچی بخواد انجام بده ؟؟یا ناراحت میشه ساکت بمونم بهتره یا اصلا خودم برم بفروشم پولشو بهش بدم دیگه مجبوره ببره!!؟؟؟