خیر به هم دست نمیدادیم هروقتم میرفتیم بیرون چهارتا مگهبان همراخمون بود
من بدم میومد
بهش گفتم بیا یواشکی بریم من خوشم نمیاد نگهبان داریم
قبول کرد
اومدیم جیم زدیم همه فهمیدن 😐 البته خانواده اون نه فقط خانواده من 😐
بعد فهمیدم من خیلی برا ازدواج ساده و بچم و نمیدونم چطوری رفتار کنم پس قیدشو زدم تااا زمانی ک عاقل شم