سلام
اون جریان کلا چند روز پیش تموم شد و خداروشکر اتفاقی نیفتاد
تاپیکمم نترکید خودم گفتم بترکونن که شناسایی نشم
گویا اون ادم عقده ای هدفش فقط ترسوندن من بوده و هیچ چیزی از منم تو گوشیش نداشته همرو پاک کرده بوده فقط میخواست از طریق این تهدیدا من برم سمتش و باهاش حرف بزنم
اینکه به شوهرمم پیام داده بود و من عین چی ترسیدم که ایوای اومده ابرومو ببره.... چقد الکی حرص خوردم... درصورتیکه به شوهرم پیام داده بود بگع من اون دخترو میخوام تو بکش عقب.. چون میدونست که شوهرم یزمانی خواستگارم بود. هنوز نمیدونست که ما ازدواج کردیم. حالا نمیدونم از کجا ب گوشش رسید و کلا خودش کشید عقب. تمام شد