2821
2789
عنوان

میگه طلاقت میدم

539 بازدید | 24 پست

نامزدم میگه طلاقت میدم مهریه هم نمیدم هیچیی😭

هیچ جوره هم راضی نمیشه برگرده 

الان چی میشه میتونم مهریمو بگیرم؟ 

در این دنیا که نیست کسی یار کسی یا رب نیفتد به کسی کار کسی🌚!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

می تونه خیانتو ثابت کنه؟ اگه خیانت کرده باشی هم مهریه رو میدن ولی بابت خیانت مجازات میشی

تقریبا به همه ی شاخه های علوم انسانی علاقه دارم. گاهی در مورد فیلم هایی که دیدم و کتاب هایی که خوندم می نویسم. در خواست دوستی قبول نمی کنم مگر اینکه از قبل دلیلشو بدونم.

خیانت ربطی به مهریه نداره 

ولی اگه خیانت کردی منطقیش اینه که مهریه نگیری :/

از دوران خوارزمشاهیان من در نی نی سایت خواننده خاموش بودم😂اگه دوست داشتی واس حل مشکلاتم ی صلوات بفرس🙃یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
خیانت ربطی به مهریه نداره  ولی اگه خیانت کردی منطقیش اینه که مهریه نگیری :/

خیانت نکردم این بزرگش کرده هیچ جوره هم کوتاه نمیاد 

در این دنیا که نیست کسی یار کسی یا رب نیفتد به کسی کار کسی🌚!
خیانت نکردم این بزرگش کرده هیچ جوره هم کوتاه نمیاد 

جریان بگو تا راهنماییت کنیم

از دوران خوارزمشاهیان من در نی نی سایت خواننده خاموش بودم😂اگه دوست داشتی واس حل مشکلاتم ی صلوات بفرس🙃یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز