من یه هفته پیش گفتم دوستام قراره برن منم برم گفت نه گفتم خب بزار بعد راضی شد حالاصبح رفتیم ده نفری بودیم تاعصری.نگوشوهرم اومده نامحسوس مارودیدمیزنه بدوست مجرددیونه دارم اونم خیلی دیونه بازی درآورد شوهرم همرودیده بودالبته من سرگرم بکهام بودم حالامیخندیم ولی مثل اونا نبودم سنگین رنگین😁😁😁ولی مثلا سیگاراچرده بودن میکشیدن همرودیده بودگفت دیدم که نکشیدی وگرنه میکشتمت گفتم غلط کردی اومدی دیدم زدی🤦بهم اعتمادنداشتی که اومدی.بچهااچبیم باره مجردی بیرون میرم 🥺🥺🥺🥺 کوفتم شددددد