خداخواسته باردار شدم
۱۸ تیر متوجه شدم باردارم
دختر دومم ۹ ماهه هستش
شوکه شده بودم
انتظارشو نداشتم
آخه دو تای قبلی رو سخت باردار شده بودم
شاغل هستم و یه دختر هشت ساله و یه دختر ۸-۹ ماهه
همسرم خیلی مخالفت کرد و گفت نه
اما من چون خودم ماما هستم بارها مردم رو از سقط منع کردم و خیلیا روی حرف من حساب باز کرده بودن و بچشونو سقط نکردن
حالا من سقط کنم؟ ابدااااا
چند بار سونو دادم
یه بار فقط ساکبود
بار دوم ۶ هفته و یک روز بدون قلب
بعدش این هفته شنبه رفتم سونو و ۷ هفته و یک روز و ضربان قلب ۱۲۰
امروز رفتم دوباره چک کنم که ببینم همه چی اوکی هست، آخه احساس کردم ضربان قلب توی سونوی قبلی کمه
با ذوق امروز رفتم سونو و وقتی چشمم به مانیتور خورد قبل اینکه سونولوژیست بگه قلبش دیگه نمیزنه خودم فهمیدم و شکستم…….😔
مینویسم برای تو عزیز مادر😔😔
من برای نگه داشتنت خیلی با خدا صحبت کردم که باباتو راضی کنه نگهت داریم…. بابایی خلاصه راضی شد…. با خدا عهد کرده بودم به هر سختی شده بزرگت میکنم و اگه خدا بخواد و صلاح بدونه بشی پسر یه دونه ی من😔
عزیز مادر…. قربون اون قلب قشنگت که چهار روز ضربان داشت و بعدش دیگه رفت پیش خدا💔
همینکه شرمنده ت نشدم و دست به سقط نزدم خیلی خوشحالم
اما مهر مادری که این چیزارو نمیشناسه….. من به حضورت توی وجودم عادت کردم و از اینکه باید با هم خداحافظی کنیم خیلی ناراحت و دلگیرم…..
عزیز مادر تو همیشه بچه ی سومم هستی و خواهی بود…. تو رو به خدا میسپارم و روزی حتما همدیگه رو در حضور خالقمون، دیدار میکنیم💔💔💔
تا ابد دوستت دارم فرشته ی آسمونی من🤍