مال خیلی وقت پیشه،دیدم شوهرم یه جوریه ازش پرسیدم چته گفت هیچی دارم با خواهرم راجع به موضوعی صحبت میکنیم، وقتی خوابش برد یواش رفتم پیاماشونو دیدم خواهرشوهرم هرچی از دهنش در اومد به من و خانوادم گفت بیشعور😑با اینکه گذشت و من خیلی سعی کردم باهاش سرد بشم اما بعد باهاش خوب شدم ولی خیلی ازش خوشم نمیاد همش این مونده تو دلم خیلی ناراحتم😔یهو از دهنم پرید شوهرم فهمید گفت مثل دفترچه خاطرات بودکه چرا خوندی خیلی باهام دعوا کرد😔حالا همش میگم کاش نمیرفتم سر گوشیش نمیدونم شایدم خیری بوده تو کار که من بشناسمش😑
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم