بعدش کنکورداده مهندسی معماری قبولشدمنم باخودم فکرکردم مابدردهم نمیخوریم باخودم گفتم اون اگه مهندس بشه من وپس میزنه بعدازکلی کلنجاررفتن باخودم تصمیم گرفتم بهش بگم بهتره جدابشیم چون من امکان ادامه تحصیل ندارم واین تفاووت مشکل سازمیشه اینم بگم باون سن کمم خیلی بیشترازسنم میفهمیدم وباعقلم تصمیم میگرفتم بعد باش تماس گرفتم ازطریق تلفن خونه بهش گفتم اونم بشدت ناراحتشدوگفت من عاشق توم وامکلن نداره جدابشم ودوستت دارم