2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

سوتی مال رفیقم بود

یه بار دبیر کیفشو گذاشت تو کلاس به دوستم گفت مراقب کیفم باش برم بیام

بعد هنوز نرفته بود دوستم برگشت گفت انگار بمب هیروشیما تو کیفشه مگه چی داری دوتا بیسکوییت تاریخ گذشتس دیگ

دبیر شنیییددد😶به دوستم گفت متاسفم برات😂😂😂

با افتخار تورکم♡

دوتا همکار دارم دبیر ریاضین 

بعد یکیشون اومد اسم اون یکی همکار رو گفتم 

یا مثلا یکیشون اول فامیلیش زر داره دهنم نچرخید گفتم خر   خوبه نشنیدد

میتونید از من برای مهارت های زندگی و توسعه فردی بانوان کمک بگیرید .

اینم واسه چند وقت پیشه

ب معلمم گفتم مدرسه های دیگ سال جدیدو شروع کردن دوست من شروع کرده 

معلمم گفت فقط یه مدرسه پسرونه من میدونم شروع کرده😐😐

حالا خدایی دوستم دختر بود 

گـر نگهـدار من آنـ است کـه من میدانم‍     شیشـه را در بغل سنگ نگهـ میدارد ⁦👁️‍🗨️⁩💙

معلم عربیمون بنده خدا خیلی چاق بود و ۱۰کیلو طلا همش بش آویزون بود تو دستش جا نداشت انقد ک النگو داشت اومد بشینه رو صندلی صندلی رفت عقب ایشونم پهن زمین شد کلاس منفجر شد از خنده خودشم هم گریه میکرد هم می‌خندید🤣🤣🤣

👈من 👉 آدمی هستم ک اخلاقمو با شعور طرف ست میکنم 🚫پس🚫 اگه یه وقت از اخلاقم ناراحت شدی یه نگاه به شعورت بنداز✌️

وای یه دبیر داشتیم

دبیر مطالعات

یکم گیج میزد در همه مسائل

سر کلاس بچها بهش میخندیدن مسخره میکردن میگفت چرا به درس میخندید؟ب کتاب احترام بذارید

نمیدونست دارن به سوتیاش میخندن:/

یبار پرسید بچه ها مدار صفر درجه چند درجه است؟🤔🤔🤔🤔

      من خدایی دارم که مرا در آغوش گرفته                            خدای من، جایی در میان قلب من است:)                          ❤  

یه روز رفته بودم کتابخونه مدرسه بعد یه کتاب رو برداشتم و رفتم تو لیست بنویسم که چه کتابی انتخاب کردم بعد دیدم یکی از صمیمی ترین دوستانم که باهاش قطع ارتباط بودم کتابی که قبلا خونده بودم رو ور داشته منم شروع کردم گفتم تو خجالت نمی کشی کتاب منو ور داشتی خودش اونجا نبودا همین طور نشسته بودم با خودم حرف میزدم همین طور که داشتم حرف میزدم با خودم یهو همون دوستم دیدم اومده تو سرشو انداخته بودم پایین داشت به حرف های من گوش می کردم 😬😬😬یعنی همون لحظه آب شدم از خجالت😁😁😁

مدرسه خالی بود فقط ما بودیم با یه معاون سر کلاس فلش بردیم و اسپیکر مدرسه رو کش رفتیم یواشکی آهنگ گذاشتیم و کنسرت 

یهو معاون تو سالن داشت میومد که یکی از نگهبانان کلاس هشدار داد  بعد در عرض دو ثانیه لباسا رو پوشیدیم و اسپیکر رو قایم کردیم کتابت رو در آوردیم 

معاون رفت بیرون فکر کرد ماشینا بودن😌😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  13 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  13 ساعت پیش