دختر عموم فردا روضه دعوتم کرده یعنی روضه ش از سه روز قبل شروع شده و فردا روز آخره باهاشون رابطه نداریم فقط تو فامیل کمو بیش میبینمشون
دختر عموم با برادرش دعوا کردن چند ساله بعد فوت عموم و باعث شد که زنعموم مریضی اعصاب بگیره و هزارتا مشکل دیگه هنوز بعد چند سال با وجود مریضی زنعموم و واسطه گری پدرم و عموی دیگم بازم با برادرش آشتی نمیکنه
حالا ک روضه منو دعوت کرده پسرم مریض بود نتونستم برم حالا پسرم خوبه میخوام فردا روز آخره برم ولی همسرم نمیذاره میگه این روضه قبول نیس وقتی قهرن و مادرشونم اینجوریه
ولی من دوست دارم برم هم اینکه دعوت کرده و زشته نرم هم اینکه خیلی وقته فامیل پدرمو ندیدم و میخوام ببینمشون
همسرم قبول نمیکنه شما بگید جای من بودید چیکار میکردید