من و می فرستن پیش بچه ها
کاری بخوام انجام بدم اولش کلی می گن نمی تونی و......
هرکی مامانمو میبینه میگه به دخترت کار یاد بده بزرگ شد اذیت نشه .🤐🤐
باور کنید همه کار انجام می دم از آشپزی گرفته تا تمیز کردن خونه و کار های خیاطی و....
چی کار کنم باور کنن بزرگ شدم
کار های من و ببینن ..حرف هامو جدی بگیرن ..
دو روز پیش بابام عمل کرده بود .مامانم و عمه هام از صبح رفته بودن چند تا مرد هم برده بودن که کمک بابام باشه .
چون اون بخشی ما بستری بود خیلی خلوت بود می زاشتن همه شون برن تو .
تقریبا خالی بود اتاق ها
همه رفتن به جز من و داداشم به ما می گفتن بچه ها رو راه نمی دن . حالا داداشم بچه است قبول
ولی من چی؟؟؟؟!!!!
تا ظهر شد از نگرانی داشتم می مردم اسنپ گرفتم با داداشم رفتیم چون بیمارستان خارج از شهره خیلی پول گرفت .
تازه رسیده بودیم که بزور مارو بر گرداندند. داشت گریه ام می گرفت .انگار اصلا من مهم نیستم .خب خانواده ی خودمه وقتی خودم می تونم بهشون برسم چرا غریبه ها باید پیشنون بمونن؟
خلاصه خیلی اذیتم بخاطر این مسئله .😔😔😔😔