با مامانم سر ظهریه نشسته بودیم نمیدونستیم ظهر چی بخوریم مامانم گفت کاش یکی نذری میاورد من دلم مرغ میخواد گفتم اخه تو این بیابون کی واسه ما نذری میاره😐(تو شهریم ولی جایی ک زندگی میکنیم پر زمین کشاورزیه زیاد خونه نیست) به فاصله نیم ساعت دیدم ایفونو میزنن برداشتم گفت میشه بیاین دم در رفتم دیدم ی خانومس نذری اورده چلو کباب بووود یهو پشماممم ریختتتت گفت من همسایه کوچه پشتی ام تشکر کردمو همون جا شکر و ستایش خدااااای را به جا آوردم🥺🥺🥺🥺🥲🥲🥲😂😂😂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.