راستش من هم این تجربه رو داشتم ی بار با ی سگ تربیت شده تو ویلای شخصی بازی میکردم بعدا ی فیلم تو گوشیم دیدم که دارم با پام به پنجش ضربه میزنم یک هفته ی کامل خواب و خوراک نداشتم که نکنه چیزی شده باشه دیر شده باشه خلاصه با سختی ارووم شدم و فهمیدم که تماس بدون خراش مشکلی نیست و خلاصه من تجربه ی ترس از بیماری زیاد داشتم
اما وقتی میفهمم چیز مهمی نیست اروم میشم
برام اسنترا شروع کردن بی خواب شدید شدم بهم ترانکوپین دادن با اون خوابم میبره چند ساعتی
اما اسنترا رو کم کم قطع کردم ولی منتظرم خوابم برگرده تا ترانکوپینم قطع کنم از دارو خوشم نمیتد دلم میخواد خودم بخوابم بی قرص