سلام دوست عزیز
امروز جوانی به دفتر ما آمد میخواست دار ندارش رو صلح کنه به برادرش
اسمش رو نتونستم بخونم .چون کارش دست ما نبود .ارجا دادیم شهر دیگه
ماسک زده بود .گفت سرطان مغز استخوان داره .چشماش پر اشک بود .اما خودش رو نگه داشته بود
خواهری کن برا اون بنده خدا هم دعا کن .خدای مهربان مصلحت کنه شفای عاجلش بده .