من تازه نویسندگی رو شروع کردم و سنم هم پایینه یکم اما از بچگی دست به قلمم بد نبود ، داستانی که الان دارم می نویسم حالت رمان داره و درمورد یک دختر پرورشگاهی و قویه ، الان که 40 صفحه میگذره ازش ، احساس می کنم موضوعم خیلی تکراریه ، ناامید شدم و چند هفته هم هیچی ننوشتم حتی دلم میخواد بیشتر صفحات رو پاک کنم.
شما به عنوان خواننده دوست دارید که چطور کتابی بخونید یا من این داستان رو چطوری ادامه بدم که جذاب بشه ؟ مرسی از همراهیتون
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
ببین حداقل نمیگم تو هر صفحه ولی هر دوسه تا صفحه یچیز جذاب وهیجانی داشته باشه مثلا یکسری مشکلاتی که سر راهش قرار میگیره یا هرچیزی که خواننده هی دوست داشته باشه ادامه بده یه روند معمولی نباشه
سنت کمه رمان ننویس یا مناسب سن خودت بنویس چون نیاز داره تجربت از زندگی بالا بره تا بتونی بیشتر با مخاطب ارتباط برقرار کنی به نظرم مستند نگاه کن زندگی های مختلف رو ببینی دیدت باز بشه برای نوشتن تو اجتماع باش با ادما تعامل داشته باش
یاد اون دیالوگ از فیلم لئون افتادم که لئون به ماتیلدا گفت: تو به زمان نیاز داری تا یک کمی بزرگ بشی! ماتیلدا گفت: من دیگه بزرگ شدنم تموم شده؛ بعد از این فقط سنم زیاد میشه..🏵️
نه اتفاقا قصد دارم پسری نباشه تو زندگیش و ی دختر موفق و شجاع بسازم که نیازمند هیچ پسر و ادم دیگه ای ...
با اینکه پسری توی زندگیش نباشه زیاد موافق نیستم چونکه همه ی ادما عشقو دوسدارن و بهش نیاز دارن این یه چیز غیر قابل انکاره
ولی خب لذت بخش ترین چیز وقتیه که یه عشق درست پیدا بشه و باهم پیشرفت کنن
یه روی توی یه نقطه ای از زندگیت قرار میگیری و برمیگردی به سختی های پشت سرت نگاه میکنی، میبینی تو باید این سختی هارو میکشیدی، باید از این درد ها عبور میکردی ، باید این اتفاق ها میوفتادن تا تو به جایی که الان هستی برسی❤️🌸
من خودم رمان های عاشقونه دوسدارم دوستی های دختر وپسر و یواشکی هاشون😂 رمان های &n ...
سنم زیاد نیست و نمیتونم در این سن همچین چیزی بنویسم راستش ، البته تا به الان برای خانواده ام نخوندم فقط چند صفحه اول رو در کلاس خواندم و خوششون اومد ، قصد داشتم تابستون تمومش کنم اما الان ی خلا تو وجودمه