یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
ع تو 😂😂نگاه کن من حرفم قرانه ،چیزی که داخل اون گفته شده ،بجز اون چیزی نگفتم ... کسی قران رو قبول ...
شد بی ربط ترین تاپیکو به بحث مورد علاقتون نکشید.
🇮🇷خوشا تماشای صبح فردا.خوشا بهارت شکوفه زارا.خوشا هر آنکس که دوست دارد .نفس کشیدن در این هوا را.خوشا سرودن به لحن باران.زعشق گفتن به گوش یاران.خوشا تبسم خوشا ترنم.به سایه سارت جان ایران.تو نام عشقی سلام عشقی.برای این دل تمامعشقی.تو دل ستانی تو دل نشینی.تو آسمانی ترین زمینی.خوشا ز نام و نشان گذشتن.به عشق تو از جهان گذشتن.یلان از هفت خوان گذشتن.به سان آرش زجان گذشتن.جان ایران جانان ایران🇮🇷
ع تو 😂😂نگاه کن من حرفم قرانه ،چیزی که داخل اون گفته شده ،بجز اون چیزی نگفتم ... کسی قران رو قبول ...
تو قران گفته اگه یه مرد شما رو لخت تصور کنه شما گناهکاری؟ نه عزیزم تو افراطی هستی نه مذهبی. خدا رو با سلیقه شخصی و عقده هات میسنجی و با افکار و عقاید افراطی خدارو بد و خشن و بی انصاف جلوه میدی. مگه اینکه توان ذهنیت نذاره بفهمی این مسئله بدیهی رو
نمیدونم من فقط با اون کاربر حرف میزدم 😂احتمالا گزارش زدن دعوا نه
آره نی نی یاره میگه بحث مذهبی و چی و چی ممنوعه اگه ممنوعه چرا بخش مذهبی گذاشتین
🌱اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌱یه صلوات واسه حاجتم میفرستی 😀پرنده ای غمگین در نیزار می خواند گویا چیزی را به یاد آورده که بهتر بود فراموش می کرد🕊 فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُون 🌱 نتیجه انتظار شما خوشبختی ما خواهد بود ولی ما هم در انتظار بدبختی شما نشسته ایم🥀آیا اندوه می تواند مرا به روزی برگرداند که دستم به شاخه گلی که به سمت من دراز کرده بودی نمیرسید؟برای تو گل آورده بودم، به دنبال من اگر میایی همان اتوبوس همان ترمینال همان آقای راننده...کنار همان نیمکتی نشسته ام که پیدایم کردی.🌌❄روی زمین گام برمیداشت اما مسیری که می رفت از آسمان می گذشت...و به بهشت می رسید.🕊🕯اگه بهترین آدم باشی به نفع خودت بهترینی و اگه بدترین آدم باشی به خودت بدی کردی.🕊🌌من فرشته ای را دیدم که آواز کنان از میان خیال و رویا از بین تشویش و ترس می رفت سوی آسمانی سپید ...من فرشته ای را دیدم که در روشنایی در دستش بود...فرشته ای را دیدم که با من تفاوتی نداشت...فقط آرزوهایش بزرگتر بود میان یک جنگل بزرگ جایی که من بودم و یکتا خدایم و رویای تو در شبی که ماه سلطنت می کرد و زمین را جلا می داد با آن پرتوهای خورشید زاده اش و دیدم که فرشته کجا رفت...دست در دست تو چشم سوی خدا قدم به آسمان نهادم همانجایی که فرشته رفته بود...🌱آن کس که بدم گفت بدی سیرت اوست و آن کس که مرا گفت نکو خود نیکوست حال متکلم از کلامش پیداست از کوزه همون برون تراود که در اوست😏