خیلی دلم گرفته
اینجا معلم بودم یه چیزی میگم بهم نخندید باورتون میصه نمیتونم از فکر کارم بیام بیرون و دل بکنم برم
ده ماهه مهاجرت کردیم و من بعد هشت ماه برگشتم ایران با بچم که دوسالش هست
دوماهه اینجام وبرای یکماه دیگه بلیط گرفتیم
ولی خیلی دلم گرفته اونجا همش توخونه ام چون بچم کوچیکه و هزینه مهد خیلی زیاده
همسرم گفت اگر میخوای برات کم کم پول بفرسته وسیله هات بخر خونه بچین تا منم برگردم ولی من هرچی فکر کردم بازم دیدم برم با این اوضاع ایران
ولی دلم گرفته نمیدونم کارم درسته یا نه
نمیتونم از کارم دل بکنم
شما بودید چیکار میکردید ؟؟؟؟
غربت خیلی سخته