خیلی دو به هم زنه یه جوری ک کل خانواده شوهرم شناختن و هیچ کدوم باهاش حرف نمیزنن!میگفتنا من باور نمیکردم حتی یه بار شوهر خودشو فروخت!برادر شوهرم ۲ سال سرکار نمیره اما پولداره عین خیالشم نیست
جاریم بی نهایت پشت سر همه بدگویی میکنه منم اهل غیبت نیستم گوش نمیدم ! زیاد باهاش صمیمی نیستم ..رفته ب برادر شوهرم گفته (من) گفتم سرکار نمیره بیکار میچرخه! خیلی عصبی ام چون من اینجوری نگفتم انقد پیشم از شوهرش بدی گفت منم گفتم سرکار بره بهتره همین 🥺 اونم شنیده دلخور شده ..
الان موندم ب برادر شوهرم بگم نگم اخه خیلی با محبته نسبت ب ما
خانواده شوهرم ک اصلا باور نکردن من همچین حرفی زده باشم چون اخلاقمو میدونن..! خودم انقد پاک و ساده ام فکر میکنم همه شبیه خودمن !
شما بودی چیکار میکردی؟