بچها منوشوهرم یه مدت بود کلا یروز قهریروز آشتی بودیم خیلی جو خونمون بد شده بود آخرشم سر مهمونی ک خواستیم بگیریم با دخالتای مادرشوهرم دوباره بحثمون شد بعد دوروز من رفتم ک از دلش در بیارم هی قیافه گرفت پاشد رفت خونه مامانش بعد ک اومد منم بچمو برداشتم اومدم خونه بابام موقه اومدنم هی تهدید کرد ک آخرین بار رنگ خونه رو میبینیو اینا برو دیگ حق نداری تو این خونه بمونی الان چندروز از اومدنمون گذشته هیچ سراغی ازمون نگرفته حتی پیامام جواب نمیده بگید جیکار کنم😭
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.