2777
2789
عنوان

کسایی که از همسرشان متنفرن و به اجبار ادامه میدن بیان

| مشاهده متن کامل بحث + 354 بازدید | 52 پست
بببن من ۱۵ ساله اینجوری زندگی کردم ..تمام گریه هامو کردم .دیگه الان گریه امم نمیاد بی حس شدم .یه روز ...

خوش بحالت زهرا جان کنار اومدی با این موضوع من هنوز دستام می لرزه هنوز گریه هام تموم نشده هنوز ....،ضعیفم خیلی دلم میخواد کر و کور ولال بشم در مقابلش

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو بهش خوبی میکنی یا اون مثل خودش رفتار میکنی

ببین من برای آرامش بچه هام خییییییلی عادی رفتار میکنم اصلا خصومت و جنگ ندارم ...حتی بعد از نهارش میگم چای میخوری میببرم براش .

بعدش میرم تو اتاق خودمو با کتاب سرگرم میکنم.انگار وجود نداره.خرف خاصی با هم نمیزنیم..

الان هی الکی بدون دلیل خودشو قهر گرفته با من نه حرفی میزنه نه چیزی کم محلی و کم توجهی می‌کنه اونوقت آهنگ عاشقونه گوش میده یه کارایی می‌کنه که آدم نمیدونه چی بگه

الان هی الکی بدون دلیل خودشو قهر گرفته با من نه حرفی میزنه نه چیزی کم محلی و کم توجهی می‌کنه اونوقت ...

فقط بی خیال ...اولش سخته .یه روزی یادمه تو ماشین بهم گفت چرا چیزی نمیگی از چیزی ناراحتی .با خنده گفتم نههه ...نرو دنبالش خودش میاد 

فقط بی خیال ...اولش سخته .یه روزی یادمه تو ماشین بهم گفت چرا چیزی نمیگی از چیزی ناراحتی .با خنده گفت ...

تورو خدا کمکم کن تجربه هات به دردم میخوره خیلی نیاز دارم به همدردی

عادت کردم آره .... البته من مشکل شمارو نمی‌دونم شاید قابل حل باشه ..

ببین مشکل من اینه که بعد ده سال زندگی فهمیدم همسرم یه هرزه ست، بعد اینکه رو شد زاتش پشیمونم نیست،خواستیم جدا بشیم اقوام نداشتن وبهش گفتن زندگیتو درست کن قول داد خوب بشه برگشتم سر زندگیم الان باز شروع کرده به بی محلی ،منم که دیگه با قرص اعصاب دارم روزا رو میگذرونم وبخاطر پدرم و پسرم میخوام بمونم تو این زندگی ،ولی نمیخوام غرورمو بشکنم واز ی طرفم نمیخوام جنگ ودعوا کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792