2777
2789
عنوان

داستان زندگیه من

549 بازدید | 5 پست

از زمان ازدواج مامانم تا وقتی من شد ۱۲سالم پیشه مادر پدرم زندگی می‌کردیم. بعدش جداشدیم رفتیم مستاجری.بهتر از خونه مادر بزرگم بود.تا اینکه بعد از چندسال خونه خریدیم تا موقع تحویلش بازم مجبور شدیم ۳ماه بریم خونه مادر بزرگم.مامانم خون گریه میکرد چون یاده روزای قدیمش میفتاد ولی مجبور بودیم .واسه همین ۱ماه کامل همراه مادر مادرم و دوتا از خاله هام رفتیم شهرستان..اونجا پسرخاله مامانم از من خوشش اومد.اونموقع من ۱۶سالم بود..چیزی نمیفهمیدم قبول کردم.اومدن شهرمون خاستگاری..من که دیدم قضیه جدیه پشیمون شدم گفتم نمیخام شهرستان نمیرم ولی پدرم اجبارم کرد.همین که عقد کردیم پسره شد جن من بسم الله ..۶ماه کشمکش داشتیم خون گریه کردم بالاخره تو عقد جدا شدم.پدرم باهام قهر کرد .روز گارمو سیاه کرد.خستم کرد ..دوبار از دستش خودکشی کردم ..ولی خاستگار زیاد داشتم به یکیش جواب مثبت که نه ولی بی میل نبودم از ۱۰۰نود درصدش به خاطر فرار از خونمون بود ولی همون بین یه خاستگار دیگه اومد برام که من از قیافش خوشم اومد و اوناهم خیلی سمج بودن.به خاستگار اولم جواب منفی دادم و اوناهم فهمیدن که به خاطره یه نفر جدیده و فکر کنم از ته دلش نفرینم کرد .چون واقعا دوسم داشت..و روزی که بله گفتم شد روز مرگم روز شروع بدبختی .باهاش ازدواج کردم .تهصبیه.بددله.شکاکه.بد دهنه.دسته بزن داره..خائنه..زورگو هست..زندانیم کرده..تحقیرم میکنه ..بهم ظلم میکنه..چون میدونه پشتی ندارم..چون میدونه بی پناهم .چون میدونه به خاطره بچم تحمل میکنم..تا جیزی هم میشه بهم میگه خوش امدی.‌روزی هزار بار ارزو مرگ دارم .بابامو هیچ وقت نمیبخشم اون باعث شده که من به این روز بشینم سال تا ماهم سراغمو نمیگیره .به نظر شما من چیکار کنم ..

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔

هر کار ولش بخاد میکنه شبا دیر میاد 

چیزی بخام هر وقت خودش دلش بخاد برام میخره ..حبسم کرده راه نفسمو گرفته..حتی تو حیاط هم احساس خفگی دارم..هر چی هم به خدا التماس میکنم نجاتم نمیده..آه اون دونفر منو گرفت ..کاش حلالم کنن تا به آرامش برسم. دیگه بریدم 

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

به نظرم شوهرتو سعی کن درستش کنی  باهاش مهربون باش دلشو بدست بیار

چجوری وفتی دیگه دلم باهاش نیست 

وقتی دیگه دوسش ندارم 

کدوم زندانی زندان بانشو دوست داره.با این همه ظلم چه کنم 

چرا خدا کاری نمیکنه پس

ماجوانی را میان خاک مدفون کرده ایم 😔بس که در پایان هر شادی در آمد پیر ما 😔
چجوری وفتی دیگه دلم باهاش نیست  وقتی دیگه دوسش ندارم  کدوم زندانی زندان بانشو دوست داره. ...


سعی کن انرژی مثبت وارد زندگیتون کنی

با خدا رابطتو صمیمی کن خودتو دوست داشته باشه و برای حال خوب خودت و زندگیت تلاش کن

❤️💚برا اینکه یه بخت خوب نصیبم شه صلوات میفرستی دوستم لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ‌فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ💛💜
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز