من هیچکسو ندارم نه پدر و نه مادر نه برادر نه خواهر خودمم خونه دارم خدایی شوهرم از یه لحاظایی خوبه که گیر نمیده برم یجا صد روزم بمونه میگه بزار راحت بمونم ولی از یه لحاظایی خیلی بد میکنه شاید تاپیک هام دیده باشین راجبش زدم
منم از بی کسی و تنهایی همه کسم شوهرم شده.... بعد میدونه کسی رو ندارم اونو دخترم البته دخترم مثلا داره تلافی میکنه.. خیلی خوردم میکنن امروز رفتم یه سینی و.... خریدم قیمتش بالای یک و خورده ای بود شوهرم و دخترم تو ماشین میخواستن بخورنم اگه پدرم بود اگه مادرم جرعت نمیکردن اینجوری باهام رفتار کنن😔😔😔من همیشه هیچکیو نداشتم و همیشه اینجوری خورد شدم منم دیگه از بغض شدید نمیتونم جوابشونو بدم😔😔اخه چقدر صبر کنم ها خدااا؟؟ چیکار کنم دیگه؟ تا کی بگم خدا کمکم میکنه و نکرده هیچوقت اخه گناه من چی بوده
شما جای من بودید چیکار میکردید؟ نگید تو روشون وایسین و فلان... چون دیگه چقدر تو روشون وایسم😭😭بخدا جدیدا دیگه دارم روانی میشم😔😭😭😭💔