من و خواهرشوهرم ۴سال پیش باهم باردار بودیم..هی گفتن بده و از این حرفا..یه قربونی انجام بدین..مام کردیم..بچه خواهرشوهرم تو ۸ماهگی بندناف پیچید دوگردنش..(طبق گفته دکتر)و فوت شد..پسر من الان ۳ونیم سالشع..یه گروه خانوادگی داریم..پارسال حرف بارداری شد..خواهرشوهرم گفت اگه تو میخای باردار بشی بگو من نشم..من خیلی ناراحت شدم..پیش خودم گفتم مگه تقصیر من بود...امسال دوباره اتفاقی باهم باردار شدیم..دوباره گفتن قربونی کنیم..من با ناراحتی و بااینکه نمیخاستم رفتم و قربونی کردیم...الان هردو توی ۷ماه هستیم و خواهرشوهرم لکه بینی داره دکتر بهش استراحت مطلق داده..من خیلی میترسم
مگ میشه هر یه بار با هم خب دیگ کار از زشت بودن گذشته شما ۶ ماه برین استراحت اونا عملیات کنن بعد شش م ...
اون همسرش خارج از کشوره..بعدشم از فوت بچه اولش ۳ونیم سال میگذشت.هی میگفت فعلا بچه نمیخامو..میترسمو..اونوقت ب من میگفت بیار..تا پسرت کوچیکه..خوددرگیری داشت
انشالله بسلامت فارغ شید اما مشخصه که خودش مشکل داره با این حرفا فقط میخوان این انگ رو از پیشونی خودشون پاک کنن و بگن مشکلی نیست از طرف اونا. ولی در کل هم فک کنم به ۲۸ هفته برسه اگر آمپول ریه زده باشه بچه رو بتونن دربیارن