خیلی نارحتم بابام با خواهرش دعواش شده خواهری ک از اول حسادت مادرمو کرده خیلی تهمتا بهش زده خیلی فرقا با بقیه عروسیت گذاشته
خواهری ک ب بابام گفته امیدوارم ی روز بدبختیتو ببینم خوشحال شم ب روز سیاه بشینی
دوست دارم برم با دستام خفش کنم بابام از قبلم تنهاتر شده خیلی احساسی و مهربونه ولی حیف ک هیچکسو نداره افسرده ام هس😭😭کاش آدما به هم رحم میکردن دیگه حتی دوس ندارم تو این دنیا باشم