هر کسی که میره بد نیست
من یکیو داشتم که خیلی دوسم داشت
خیلی بهم توجه میکرد
مهربون بود
مدام پیگیرم بود حالمو میپرسید
میگفت هر چی بشه کنارتم
تو فقط باش
تو فقط بگو هستی کنارم
میخوام صداتو بشنوم آروم شم
من همه کار میکنم درستش کنم فقط تو باش
همه کار کرد
از مشاور و حرف زدن با خانواده و تلاش برای راضی کردن
همه گفتن بده این انتخاب نرو این راهو
گوش نکردم
تلاش کردم بشه
ولی نمیشد
چون خانواده ها مانع راه بودن
چون اختلافات گذشته بینشون بود
چون مشکل بینمون زیاد بود
گفتم عیب نداره خودش خوب باشه فدای سرش مشکلا
فهمیدم باهوشه زحمتکشه پر تلاشه خوش تیپه
ولی زودرنجه حساسه تندخوئه اعتقاداتش با من فرق میکنه و و مسائلی هست تو گذشته و زندگیش که قلب منو میشکونه
یه آدم با خوب و بداش نقطه نقطه های سیاه و سفید
نتونستم بهش اعتماد کنم که خوشبختم میکنه
نتونستم روش حساب باز کنم
خودش نخواست پشیمون شه از بدیاش
خودش پرخاش کرد بهم وقتی بیشتر از خودم نگرانش بودم
هنوزم یه تلنگر میزنن بهم بغض میکنم
بخاطرش بهترین فرصت آیندمو از دست دادم و حالا خودشم از دست دادم
من رفتم ولی همه این مدت فقط نگران حال اون و قلب شکسته اون بودم
من رفتم ولی دوسش داشتم
خیلی دلم گرفته بود فقط خواستم بنویسم تا سبک شم یکم ...