من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
_می شود این تن و این وطن باهم مهاجرت کنند؟با آبادان و شیراز و تهران ومازندران . با تمام بند بند این نقشه با تمام ذره ذره ی این خاک برویم یه گوشه دیگر دنیاو سرود زندگی خوانیم.بر فراز قله ی فردا !.
_می شود این تن و این وطن باهم مهاجرت کنند؟با آبادان و شیراز و تهران ومازندران . با تمام بند بند این نقشه با تمام ذره ذره ی این خاک برویم یه گوشه دیگر دنیاو سرود زندگی خوانیم.بر فراز قله ی فردا !.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یعنی صحنه ترسناک ندارع؟ من نیم ساعتشو دیدم یکم ترسیدم، دوتا مارشال ها رفتن تو قبرستون طوفان شد /
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
یعنی صحنه ترسناک ندارع؟ من نیم ساعتشو دیدم یکم ترسیدم، دوتا مارشال ها رفتن تو قبرستون طوفان شد /
یکم روحیاتت لطیفه
_می شود این تن و این وطن باهم مهاجرت کنند؟با آبادان و شیراز و تهران ومازندران . با تمام بند بند این نقشه با تمام ذره ذره ی این خاک برویم یه گوشه دیگر دنیاو سرود زندگی خوانیم.بر فراز قله ی فردا !.
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
نه راستش / اخه این دربرابر فیلمای جن و روح از نظر ترسناکیش چیزی نیست که/ تا اخر ببین داستان کلا عوض میشه
_می شود این تن و این وطن باهم مهاجرت کنند؟با آبادان و شیراز و تهران ومازندران . با تمام بند بند این نقشه با تمام ذره ذره ی این خاک برویم یه گوشه دیگر دنیاو سرود زندگی خوانیم.بر فراز قله ی فردا !.
نه راستش / اخه این دربرابر فیلمای جن و روح از نظر ترسناکیش چیزی نیست که/ تا اخر ببین داستان کلا عوض ...
باشع مرسی😅/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/