من قراره طلاهام هرچی که جمع کردم بدم یه سیصدتومنی میشه
داداشمم قراره ماشیشنشو بفروشه اونم ششصد میشه
نه ماتوان خریدن خونه داریم نه اونا با این پول وگرونی
اگه زورمونو بزنیم وام و....هم برداریم وکلی فشار و... شاید بتونیم از مسکن مهر به همین متراژ یه خونه بگیریم بابامم راضی نمیشه رهن اجاره بشینیم واسه همین این تصمیمو گرفتیم من خیلی خوشحالم بابام تو زندگیمون دخالت نمیکنه تنها کاری که میکنه اینه که هرچی واسه خودشون خرید واسه ماهم کمکشو دریغ نمیکنه اما وقتی رفتار زن داداشمو میبینم بخدا خیلی ناراحت میشم