چه اهمیتی داره
بزار بگه
اصلا چه افتخاریه که حتما مادر کارای دخترو انجام بده
من تنها رفتم بیمارستان چون مامانم نمیتونست همراهم بیاد
اومدم خونه از فرداش راه رفتم
کارامو تقریبا انجام میدادم
بعد یه هفته ام بچه رو برداشتم رفتم خونم
به هیچ کسم ربطی نداشت که چرا تنها کارامو انجام میدم
مادرشوهرم یه بار گفت دختر من زایید فلان گفتم من عادت دارم مستقل باشم ناز و ادا زیادی حالمو بد میکنه