2777
2789
عنوان

چرا فروشنده‌ها این کارو می‌کنن؟

| مشاهده متن کامل بحث + 217 بازدید | 23 پست
منم اینجوریم استرس میگیرم. نمی تونن درست انتخاب کنم. فروشگاه‌های زنجیره ای هم همینطوره. نمی زارن آدم ...

اره من که کوفتم میشه قشنگ

آدم دلش میخواد با دل خودش انتخاب کنه

برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید / تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید /// نگویم یار را شادی، که از شادی گذشتست او / مرا از فرط عشق او ز شادی عار می‌آید

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

منم عین خودت....ولی الان که خودم فروشنده ام درکشون میکنم.....ببین وقتی اومدن دنبالت بگو ممنون فعلا فقط میخام نگاه کنم سوالی بود صداتون میکنم......بگی دیگه نمیان

من یک دختر به ظاهر مغرورم .........میخاستم اسم کاربریم خانم گل باشه.........اشتباه تایپی شد  
من وقتی فروشنده بودم هزار بار به کارفرما میگفتم که مشتری بدش میاد میگفت مهم نیست

من درک می‌کنم صاحب مغازه به فکر فروش بیشتر جنساشه

ولی حس می‌کنم اگه به مشتری بیشتر احترام بذاره هم می‌تونه موفق بشه

شاید یکم زمان ببره ولی تو بلندمدت فروشگاهش مشتری ثابت پیدا می‌کنه

برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید / تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید /// نگویم یار را شادی، که از شادی گذشتست او / مرا از فرط عشق او ز شادی عار می‌آید

منم عین خودت....ولی الان که خودم فروشنده ام درکشون میکنم.....ببین وقتی اومدن دنبالت بگو ممنون فعلا ف ...

راستش سختمه اینو بگم 😆

ولی سعیمو می‌کنم

برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید / تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید /// نگویم یار را شادی، که از شادی گذشتست او / مرا از فرط عشق او ز شادی عار می‌آید

من درک می‌کنم صاحب مغازه به فکر فروش بیشتر جنساشه ولی حس می‌کنم اگه به مشتری بیشتر احترام بذاره هم ...

فکر میکنی

ربطی نداره فروشگاهی که من کار میکردم ۱۵ سال سابقه داشت 

ولی خب باورت نمیشه با اینکه ما همش دنبال مشتری بودیم بازم از جنسامون کم میشد 


فکر میکنی ربطی نداره فروشگاهی که من کار میکردم ۱۵ سال سابقه داشت  ولی خب باورت نمیشه با اینکه ...

عجب یعنی دزدی می‌کردن

چه فروشگاهی کار می‌کردید؟

برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید / تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید /// نگویم یار را شادی، که از شادی گذشتست او / مرا از فرط عشق او ز شادی عار می‌آید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز