من و پدرم قبلا خیلی با هم خوب بودیم
ولی الان اصلاااهر وقت دلش بخواد خوبه هر وقت بخواد بده
هر وقت هم عصبانی شد میاد کتک میزنه ، کلا عاشققق پدر سالاریه و دوست داره همه برده اش باشن ، یه کافه نمیزاره برم ، بیشتر وقتا هم با دوستام میرم بیرون بعدش میگه انشاءالله یه بیماری بگیری که هی تو خونه بشینی ، هی بهم زور میگه . از نظر مالی تأمین ام میکنه ولی خصم های خاصی داره ، با مامانم بدرفتاری میکنه و من بیشتر ازش متنفر میشم . هی اعتقاد داره باید دختر یه روسری یه مانتو داشته باشه 😐 از خداشه من دانشگاه نرم بشینم تو خونه کلفتی کنم ، بغضی وقتا که که عصبانی میشه وحشی میشه و یه کارای عجیبی میکنه و یه حرفای عجیبی میزنه و یه نفرین هایی میکنه... . البته منم آدم عصبی هستم و از اون دخترا نیستم که دم به دقیقه بگم چشم شاید به خاطر تنفرم باشه نمیدونم...