بچه ها متاسفانه من لبتاپم سوخته و انقد گرونه که همش میگم خرجای دیگه اولویت داره...ضمنا بگم که من کارم خیلی کمه با لبتاپ و دیگه دانشگاه نمیرم.هر از گاهی نیاز دارم خیلی کم..امروز یک کاری داشتم استادم ازم چیزی خواسته بود گفتم نبر...شروع کرد اخم و تخم که من کار دارم...یادمه وقتی تازه از شهرستان اومده بود آرزوی لبتاپ داشت اونموقع ما با هم دوست بودیم.سال ۸۷ لبتاپ سونی من که یک میلیون و چهارصد بود اونموقع زیر دستش انداخته بودم صدامم درنمیامد..خودم با کامپیوتر کار میکردم...الان هر چی از دهنم دراومد بهش گفتم..انقدر گر گرفتم که دوباره خیانتش به روش آوردم و خانواده گهش...حالم خیلی بده...میخام بکشمش