سلام. تا حالا براتون پیش اومده که رفتار خواستگارتون که دارین باهاش آشنا میشین تغییر کنه؟ مثلا دیروز با هم بیرون رفتین و راحت صحبت کردین و امروز یه کم خشک جوابتون رو بده؟ اگه شخص مذهبی باشه، این رفتار چه دلیلی میتونه داشته باشه؟ میشه بخاطر این باشه که بخواد فاصله رو حفظ کنه؟ یا دلیل دیگه؟
بیاید به هم قول بدیم. قول بدیم درد و ناراحتی و استرس بقیه رو سبک نشماریم...شاید توی اون لحظه طرف فقط همینو میخواد.اگه دلش بچه میخواد نگیم وای بچه چیه بیخیال. اگه دلش میخواد ازدواج کنه نگیم وای شوهر چیه؟ بیخیال. هنوز زوده برات و شوهر بده و خیانت میکنه و این چرت و پرتا...اگه دلش میخواد مستقل باشه نگیم وای کار چیه؟ بخواب توی خونه. اگه دلش میخواد درس بخونه نگیم حالا اونا که خوندن به کجا رسیدن؟ با سبک شمردن درد بقیه، هیچکی فکر نمیکنه شما یه قهرمان هستید، بلکه احمق به نظر میرسید.لطفا اینو توی مغزتون پین کنید.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خود درگیری داره آدم چه مذهبی چه غیر مذهبی طبق اصول خودش روی یک خط حرکت میکنه دیروز محرم بودی امروز نا محرم نمیشه که
زکات عقل تحمل نادانان است... .چقدر سخت و طاقت فرساست که خلقی از زبانت در امان نباشند چقدر کاربر ترسناک تو این سایت هست که فقط باید ازشون دور شد و فرار کرد و چقدر باید تاسف خورد که معنی و مفهموم خیلی از کلمات رو بلد نیستن و مدعی هم هستن پناه میبرم به خدا از هتاک و فحاش افسار گسیخته من سلیطه بازی بلد نیستم... ..ادب از که آموختی؟! از کاربرهای هميشه در صحنهٔ نینی سایت!!!!کاش یاد بگیریم نظر با عقیده متفاوت هست لطفا عقاید خودتون رو در قالب نظر به دیگران تحمیل نکنید بله با شما هستم کاربر همه چیز دان که تمام کتاب های دنیا با عنوان های مختلف رو مطالعه کردی اما هنوز اندر خم فهم تفاوت نظر با عقیده هستی
ببین از ادمای خشک مذهبی متنفرم ب فرض مثال الان شوهرم مذهبیه بیاد بهم بگه تو چرا نماز نمیخونی تو چرا چادر نمیزاری چرا با مردای فامیل سلام علیک داری و.... نمیشه اینجوری اصلا اون مذهب خودشو با این قرنی ک الان توشیم ب روز رسانی میکنه
سلام. ما دیدیم داریم عاشق میشیم خودمون ترسیدیم سرسنگین شدیم، بعدش دلیلو گفتیم حقیقت همین بود که هم از عاشقی میترسیدیم و هم دوست داشتیم فاصله ای توی رابطه مون حفظ بشه